على محمدى خراسانى
40
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
الثانى : [ تعريف الوضع و أقسامه ] [ تعريف الوضع ] الوضع هو نحو اختصاص للفظ بالمعنى و ارتباط خاص بينهما ناش من تخصيصه به تارة و من كثرة استعماله فيه أخرى و بهذا المعنى صح تقسيمه إلى التعيينى و التعينى كما لا يخفى . امر دوم : وضع امر دوم از مجموع سيزده امرى كه در مقدمه كتاب مطرح گرديده ، دربارهء وضع است و در آن مباحثى به ترتيب زير مطرح مىشود : 1 . رابطهء لفظ و معنى ترديدى نيست كه ميان الفاظ و معانى آنها ارتباط و پيوند مستحكمى وجود دارد ؛ بهگونهاى كه از شنيدن هر لفظى ، به معناى مخصوص منتقل مىشويم ، و چنان نيست كه از استماع هر لفظى به هر معنائى بتوان منتقل شد . در اينجا سؤالى مطرح مىشود ، و آن اينكه پيوند ميان الفاظ و معانى آيا يك پيوند ذاتى و طبيعى است و از قبيل رابطه شمس و ضياء ، نار و حرارت و . . . مىباشد يا يك عُلقهء جعلى ، اعتبارى و قراردادى است ؟ در اين باره سه نظريه وجود دارد : 1 . ارتباط مذكور ذاتى و طبيعى است ؛ 2 . ارتباط مذكور جعلى و وضعى است ؛ 3 . ارتباط مذكور ، هم ذاتى است ، هم جعلى . حقْ قول دوم است و در اصول الفقه تبيين شده است . مرحوم آخوند اين بحث را در كفايه نياورده است . 2 . واضع كيست ؟ حال كه ارتباط مذكور جعلى و قراردادى است ، سؤال مىشود كه من الواضع ؟ جاعل كيست ؟ ايجاد كننده اين پيوند چه كسى است ؟ آيا خداوند است ؟ يا اينكه واضعِ هر لغتى ، است ؟ و يا واضع ، فرد خاصى نيست بلكه همگان واضع هستند ! اين بحث نيز در كتاب اصول فقه آمده است و در كفايه به آن پرداخته نشده است . 3 . وضع چيست ؟ حقيقت وضع : با توجه به وضعى و جعلى بودن ارتباط الفاظ و معانى ، سؤال مىشود كه : الوضع ما هو ؟ وضع چيست ؟ جواب : كلمهء وضع دو معنا دارد : 1 . معناى مصدرى - يعنى قرار دادن ، اختصاص دادن ، نهادن ، اعتبار كردن و . . . - كه فعلِ فاعل است ، و جهت صدور از فاعل در آن منظور شده و جنبه ارتباط داشتن به فاعل مطرح است .